برای تمام لحظه های بی قراری
گاهی وقتها لازم است که بی تاب شویم برای تمام آن لحظه هایی که دوباره آزمون جدیدی در کار است. گاهی وقتها می فهمیم که آزمایش شده ایم وقتی که می توانیم سر بالا گیریم و به خودمان ببالیم اما آن لحظه ها که آزمایش میشویم و میدانیم که باید صبر کنیم اما مثل همیشه باز هم صبر نمی کنیم و می بازیم. شاید نمیدانیم که این اتفاق نیز امتحانی دوباره است. شکست می خوریم. نا امید کننده ترین حالت وقتی است که دوباره یک امتحان تکراری از راه میرسد و دوباره رد میشویم. از خود نا امید میشویم اما نمیداینم چگونه است که او هرگز از ما نا امید نمیشود. عادت کرده بودم بگویم دیگر از این امتحانهای تکراری از من نگیر. این دعای همیشگی من بود. هرگز اجابت نمیشود انگار چون تو انقدر امتحان می گیری تا من قبول شوم. میدانم پس دیگر نمی گویم که خالق من مرا اینگونه نیازمای هر بار به تو گفتم تو مرا میشناسی، میدانی چگونه زیسته ام و چگونه خواهم زیست ولی از آنجا که تو بزرگترین عاشقی، دوست داری که ما همیشه همانگونه باشیم که تو می خواهی، پس اینبار می گویم یاریم کن تا اگر دوباره آزمودی مرا سرشکسته نباشم.
فراقم سخت میآید ولیکن صبر میباید
که گر بگریزم از سختی رفیق سست پیمانم
امروز برگشتم آزمایشگاه. دوباره کار رو شروع کردم. تو فاصله ای که نمونه هام دارن سانتریفوژ میشن گفتم کمی بنویسم. دیروز ایرانیای ادمونتون یه مراسم خیلی عرفانی برای عزاداری امام حسین (ع) و یارانش برگزار کردن. یکی از دوستان می گفت که جمع ایرانیای ادمونتون خیلی با صفاست چون تمام این فعالیتها خودجوش هستش آخه ایشون قبلا در اتاوا زندگی می کردن و خب میگن چون سفارت ایران اونجاست مراسم هایی اینچنینی اونجا راحت تر توسط سفارت حمایت میشه و برگزار میشه ولی اینجا همه نذری ها از طرف خانواده هاست. ینم عکس هایی از مراسم:
عکس ها از: علیرضا حجازی
وقتی به لیست کارایی که تو این چند روز باید انجام بدم نگاه می کنم کمی نگران میشم. وقت زیاده خصوصا الان ولی همونجور که بقیه دوستان گفته بودن تنهایی و سکوت تو دانشگاه و آزمایشگاه حس و حال کار رو از آدم میگیره. به هر حال اینم مثل بقیه چیزها مزیتها و معایب خودش رو داره. مزیت بزرگش اینه که یک عاشق تحقیق و علم و مطالعه در سکوت به بهترین نحو پرده از معماهای هستی بر میداره!!
هر چند حس و حال آدمی رو دارم که فکر می کرده بزرگترین هدیه رو روز تولدش گرفته ولی بعد از خواب پا میشه و میبینه هدیه تو خواب بوده و دستش خالیه(حسش خیلی بده) ولی همیشه باید امید داشت و توکل حتی تو این 53 درجه شمالی که یکی از دوستای نازنینم معتقده جای زندگی ابناء بشر نیست چه برسه امید به زندگی اما به قول گفتنی:
The best is yet to come
البته اینو بگم که از دیدگاه بنده، تو ادمونتون می تونین زیباترین شگفتی های خلقت رو ببینین، از این دست:
هر كه دلارام ديد از دلش آرام رفت
چشم ندارد خلاص هر كه در اين دام رفت
ياد تو ميرفت و ما عاشق و بيدل بديم
پرده برانداختي كار به اتمام رفت
ماه نتابد به روز چيست كه در خانه تافت
سرو نرويد به بام كيست كه بر بام رفت
مشعلهاي بر فروخت پرتو خورشيد عشق
خرمن خاصان بسوخت خانهگه عام رفت
عارف مجموع را در پس ديوار صبر
طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت
گر به همه عمر خويش با تو برآرم دمي
حاصل عمر آن دم است باقي ايام رفت
هر كه هوايي نپخت يا به فراقي نسوخت
آخر عمر از جهان چو برود خام رفت
ما قدم از سر كنيم در طلب دوستان
راه به جايي نبرد هر كه به اقدام رفت
همت سعدي به عشق ميل نكردي ولي
مي چو فرو شد به كام عقل به ناكام رفت



این دفعه پست بدون عکس بود پس چرا؟!
راستش منم دیروز به کل دوربینم رو جا گذاشتم و امیدوار بودم عکس های شما رو ببینم. راستی اون دوربین بزرگه که دستتون بود پس عکساش کجاست؟ به دستمون نمیرسه؟ میذارن تو یاهو؟
البته بنده ویرایشی در این پست انجام دادم و عکس ها رو گذاشتم. ببخشید من بلد نیستم اینجا چه طوری لینک بدم وگرنه می خواستم رو اسمتون لینک وبلاگتونو بدم.
کاش میشد انقدر راحت که میشه پست ها رو ویرایش کرد و تزیین کرد و زیبا کرد زندگی رو هم ویرایش کرد، اما چه میشه کرد که زندگی دکمه ویرایش و بازگشت نداره!
عکس دومی که تو وبلاگت گذاشتی خیلی قشنگه:))
البته بنده هم هستما، رفتم از دور ببینم یه موقع شما کج نصب نکنین. آقای عکاس هم خود به خود ما رو حذف کرده در حالیکه نقش من از شما مهمتر بوده!
بله متوجه هستم:))))))خسته نباشی هم خونه، قبول باشه
آره. همه میگن باید اجازه داد تا زمان بگذره. اون وقت میشه نشست و از اون طرف زمان، با چشمانی تمام باز، دید و قضاوت کرد در باب آزمونی که خدا برگزار کرده. اما من گاهی فکر می کنم که آیا میشه منتظر گذر زمان نموند ؟! آیا میشه در حین آزمایش هم، کیفیت انجامش رو سنجید و تصحیحش کرد ؟! دست کم می دونم که میتونم واسه نمونه هام تو آزمایشگاه این کار رو انجام بدم. اما واسه امتحان الهی … !!! ای کاش که عملی باشه و ای کاش که دیر نشده باشه.
فکر می کنم بشه حین آزمایش هم کیفیتش رو سنجید، اگر و فقط اگر آدم همیشه حواسش جمع باشه و مغرور نشه و همیشه خودش رو ارزیابی کنه اما بیشتر مواقع آدم اونموقعی می فهمه که دیگه دیر شده ولی خدا رو شکر همیشه امتحانهای دیگه و فرصت های دیگه پیش میان که آدم باید با امیدواری منتظرشون باشه
یه جوری نوشتین عکس ها از فلانی که انگار عکاس حرفه ای بوده! 4تا عکس با موبایل که reference دادن نمیخواد! درهر صورت ممنون.
اون دوربین آقا مسعود بود.اگه دیدمش ازش میپرسم.ایمیلشونو ندارم.
اول از دید من عکاس خیلی هم حرفه ایه ، دوم رفرنس رو همیشه باید داد لا اقل اینو اینجا خوب یاد گرفتم سوم خواهش می کنم