اومدم آزمایشگاه تا کار کنم. نمونه هام هنوز خشک نشدن.پس برنامه ریزی می کنم برای فردا. امیدوارم که تا فردا خشک شن که البته بعید به نظر میرسه. اومدم پای کامپیوتر. دلم گرفته. کمی بحث کردم چند تا جمله شنیدم از اون حرفها که همیشه منو به هم میریزه. فردا روز کریسمسه. بحث از اینجا شروع شد که دو تا برزیلی اومدن تو کافه تریا و من با این جمله شروع کردم که چقدر زیباست که این همه زبان وجود داره و مردم مثلا برای همین ظرف غذایی که رو میزه چه کلمات متفاوتی دارن. دوستم تفسیر انجیل رو به میان آورد از اینکه چگونه خداوند برای ایجاد تفرقه بین مردمی که می خواستن قدرت خود را به رخ خدا بکشند زبان های مختلف را ایجاد کرد و من هم چون این تفسیر به نظرم اصلا جالب نبود بحث رو به مقایسه کشوندم و تعریف از اینکه شیوه ای که قران با انسانها صحبت می کنه زیباترینه و تعریف از اینکه بودن همین جا تو این نقطه از دنیا به من ثابت کرده که ما چقدر زیباییها و برتری ها در مکتب مون داریم اما جواب مثل همیشه اینه:
کجاش خوبه؟ خوبه که مردا می تونن چهار تا زن بگیرن؟ اصلا ما همون موقعی بدبخت شدیم که عربها به ایران حمله کردن. ما خیلی وضعمون قبل از اسلام بهتر بود.میگه ببین همه مسلمونا ملت های عقب افتاده ان. میگم جنگ های صلیبی چه اتفاقی افتاد اینا از ما فرهنگ غنی مونو گرفتن شدن این. ما بهترین دانشمندارو… میاد وسط حرفم که شکوفایی ما قبل از اسلام بود میگم باشه ابو علی سینا، رازی، فارابی از ما، شما چند تا بگو از قبل از اسلام میگه یادم نمیاد میگم یعنی انقدر مهم نیستن که یادت بیاد میگه عیب از منه که یادم نمیاد.
متاسفانه ما ایرانیا خیلی منفعل میشیم موقع بحث کردن. یه دفعه به هم میریزیم. من اینو خیلی دقت کردم. یه دفعه از کوره در میریم. پس ما کی میتونیم باهم بشینیم درست درمون حرف بزنیم. خسته ام. دلم گرفته…اما اشکالی نداره، این حدیث از پیامبر مهربون و بزرگوار اسلام در وصف ایرانیان برای همه علاقه من به اون کفایت میکنه:
«اگر دانش در دورترین نقطه آسمان باشد، مردمی از ایران (فارس) آن را به دست آورند.»
مثلا میخوام تمرکز کنم. برایان نیست. خیلی دلم براش تنگ شده! وجودش اینجا کلی انرژی مثبت بود.
تجربه من بهم میگه که اصلا و ابدا آدم نباید توی این جور بحث ها وارد بشه.هیچ نتیجه ای که نداره هیچ تازه باعث اعصاب خوردی آدمم میشه.
من با خودم میگم حالا کسایی که توی ایرانم این عقایدو داشتن هیچی ولی اعصابم از اونایی خرد میشه که میان اینجا و اینجوری میشن.کم کم همه چیز یادشون میره.نماز.روزه.خدا.ایران.همه چیز.خودباخته خودباخته.تازه اوضاع وقتی بدتر میشه که میان و این خودباختگی شون رو جلو خارجی ها بیان میکنن.این دیگه غیرقابل تحمله!
کاملا هم مشخصه که اینجور اخلاق ها و عقاید از چی ناشی میشه…
همونطور که گفتین متاسفانه ما بلد نیستیم بحث کنیم.وقتی شروع به بحث میکنیم هدفمون فیتیله پیچ کردن طرف مقابل و بس.اصلا یک ذره هم احتمال نمیدیم که خودمون هم کمی روشن شیم.هرچه میکشیم از تعصب است و جوگیری.
درست میگین. ولی بعضی وقتها نمی تونم جلوی خودم رو بگیرم و بعد یه حرفایی پیش میاد که باعث میشه به هم بریزم. من سعی می کنم از این بحث ها نکنم اما گاهی وقت ها پیش میاد دیگه. اینم یه بخشی از زندگی ما اینجاست. گاهی وقتها فکر می کنم نمیشه آخه همیشه سکوت کنم باید جواب بدم اما آخرشم به گفته شما باعث اعصاب خوردی میشه.اصلا یه حرف عجیبی شنیدم که اینجا نمیشه گفت. میگم آخه منبع این حرف از کجاست من که تا حالا همچین چیزی نشنیدم میگن نمیدونم!و همین طوری هر چی می خوان میگن و به قول شما جلوی خارجی ها هم بیان می کنن.
منم با آقا علیرضا موافقم که نباید وارد اینجور بحث هایی بشیم.در ضمن به نظر من اسلام و ایران هر دو به همدیگه بدهکارن.با وجود اسلام بود که ما بیشتر از پیش بالنده شدیم (البته وحشیگری اعراب تو حمله به ایران رو نباید به حساب اسلام گذاشت)(کتاب دو قرن سکوت دکتر زرین کوب رو حتما بخونید) و اگه ما ایرانیا نبودیم الان تنها چیزی که از اسلام باقی مونده بود همون اسلامیه که وهابی ها تبلیغش میکنن و به هر مکتبی شبیه هستش جز اسلام.و البته با این حرفتون که ما قبل از اسلام هیچی نداشتیم کاملا مخالفم.این حرفتون که به اسم قبل از اسلام کسی رو نداریم تقریبا درسته (که اینم دلیل داره که براتون میگم) ولی اینکه قبل از اسلام هیچی نداشتیم و بعد از اسلام یهو پیشرفت کردیم ظلم کامل به فرهنگ ایرانیه.اسلام به جاهایی دیگه غیر از ایرانم رفت ولی چرا اونجاها پیشرفت نکردن؟؟؟ اینکه ما الان از مفاخرقبل از اسلام کسی رو به اسم نداریم هم دلیل داره.اول اینکه اعراب به حدی از ما کینه و نفرت داشتن که هرکس و هر چیز و هر جایی که اسمی از ایران و ایرانی روش بود سوزوندن و بردن و کشتن و دوم اینکه ما قبل از اسلام عادت به بزرگ کردن اسم اشخاص و در واقع قهرمان پروری نداشتیم وگرنه به طور مثال اون همه آثار و ابنیه ی تاریخی که قبل از اسلام ایجاد شد نمونه ی بارز هنر معماری و عمران بودن که هنرمندای بعد از اسلام از اونا الگو میگرفتن و یا جاده ی شاهی که هنوز که هنوزه کسایی که رشتشون راهسازیه از مسائل اون استفاده میکنن (چون خودم رشتم عمرانه این مثال ها رو زدم وگرنه تو هر علم دیگه ای ما شاهکارای زیادی داریم) یا مثلا وقتی 2500 سال پیش کورش کبیر منشور حقوق بشر رو اعلام کرد (توجه کنید:2500 سال پیش که اروپاییا تو غار زندگی میکردن،آمریکا که اصلا وجود نداشت و اعراب هم که همش به جنگ و خونریزی سرگرم بودن) و یهودیا رو آزاد کرد اسلام وجود نداشت.ابن سینا،غیاث الدین جمشید،فارابی،خواجه نصیر و بسیاری دیگه از دانشمندای بعد از اسلام خودشون اعتراف کردن که ادامه دهنده ی راه دانشمندای قبل از اسلام بودن.ما باید سعی کنیم که از اینور بوم نیوفتیم.وقتی میریم به خارج باید به ایران و اسلام با هم افتخار کنیم نه فقط یکیشون.
ممنون از توضیحاتتون آقا رضا. ولی من ابدا نگفتم که ما قبل از اسلام هیچی نداشتیم. بر عکس همین حدیث پیامبر درباره ایرانیان نشون دهنده عظمت مردم ما در همون زمان بوده.چون اسلام مورد انتقاد این بحث بود من دل آزرده شدم وگرنه تو این بحث، مساله کم شمردن ایران قبل از اسلام نبود. همه اینایی رو که گفتین درباره ایران قبل از اسلام سبب افتخار ما به ایرانی بودنمونه ولی نقطه مورد هدف این بحث این بود که چون اسلام اومد ما دیگه بدبخت شدیم این منو ناراحت کرد. بازم ممنون از نوشته های خوبتون
تکمیل کننده صحبت آقارضا:
اضافه بر کتاب دکتر زرین کوب کتاب خدمات متقابل ایران و اسلام از شهید مطهری هم مفیده در این موضوع.
کتابای دکتر زرین کوب و خدمات متقابل ایران و اسلام کتابایی بودن که همیشه دوست داشتم بخونم. قبل ترها فکر میکردم بیام اینجا انقدر وقت آزاد دارم که میتونم تا دلم بخواد از این کتابا بخونم ولی دریغ که اینجا خیلی گرفتارشدیم. ان شا ا… یواش یواش وقت بیشتری پیدا کنم حتما. ممنون از راهنماییهاتون
من از در دیگری می خوام بگم. با الهام خیلی موافق نیستم با رضا و علیرضا هم همینطور. ابو علی سینا و یا کروش خیلی مرتبط به اسلام و یا بی اسلامی نیستند. ابو علی سینا مسلمون بوده ولی کلی قابلیت فردی و ذهنی دیگه هم داشته که شده ابو علی سینا. این طور بررسی کردن دین به نظرم اشتباهه. ممکنه این حرفم درست باشه که از وقتی که اسلام اومد ما بدبخت شدیم و من بعضا در بعضی جاها موافقم با این عبارت ولی نکته اینه که این جمله غلط بیان می شه. بدبختی ما بر نمی گرده به دین اسلام بر می گرده به چگونگی سوء استفاده توسط حاکمان و کج فهمی ملتمون. بدبختی ما خیلیش به دین ربطی نداره اصلا. این که ما پشت کار نداریم کار جمعی بلد نیستیم بکنیم چاپلوسیم دروغگوییم بیشتر یک بد اخلاقی و بد فرهنگی ماست. بله دین این ها رو منع کرده خوب خیلی دیگر از فیلسوفان اخلاقی هم اینو رد کردن. ما در این زمان نمی تونیم پیشرفتمون رو دقیقا به دین ربط بدیم چون دقیقا هزار برار بیشترشو غربی های بی دین دارن.
به نظر من هم کسی که نماز و روزشو از یاد می بره خود باخته نیست، انسان مجازه همیشه شک کنه به باورهایی که بدون تفکر سال های سال اونو همراهی می کرده. اینکه به کسی انگ خود باختگی بزنیم یک بد اخلاقیه. من تو ایران، دانشگاه تهران، تنها 10 نفر از 100 نفر همکلاسی رو می شناختم که نماز و روزه می گرفتن. پس خود باخته ای وجود نداره.
چیزی که الان اظهر من الشمسه اینه که الان این بندگان خدا کلی پیشرفته اند و ما نه. باید ریشه اینو بیابیم و بررسی تاریخی هم خیلی خوبه. اما جنگ صلیبی ، اسلام ، موقعیت جغرافیایی ، حدیث پیامبر ص قسمت خیلی خیلی کوچک این مسئله بزرگه.
اتفاقا حسام من با شما موافقم، حرفای من به این مفهوم نیست که اومدن اسلام باعث شده ما صاحب علم بشیم یا دانشمندای ما به خاطر مسلمون بودن موفق تر بودن. راست میگی همین الان خیلی از بهترین دانشمندهای دنیا اساسا به خدا اعتقاد ندارن! حرف من اینه که دین داری و با خدا بودن از هر نوعی( چه مسیحی، مسلمون، یهودی) باعث شده انسانها بهتر از کسایی باشن (به طور کل و صرفنظر از بی دین هایی که از اصول اخلاقی پیروی می کنن و اونها هم در نهایت به خاطر نداشتن اعتقاد به ماوراء بالذات مشکلاتی همیشه گریبانگیرشونه) که اعتقاد ندارن. حداقل زندگی اینور دنیا داره مثالهاشو به من نشون میده. آدمای مذهبی اینور دنیا منظورم مسیحیه خیلی بهتر از آدمای کم اعتقاد یا بی اعتقادن.اسلام اگه واقعیتش تو زندگی اجرا میشد قطعا وضع ما بهتر بود اما همونطور که خودت گفتی اثرات سوء استفده اش ظاهرا از اثرات منظور شارع بیشتر بوده که ما الان اینطوری به بن بست رسیدیم درست میگی ما حتی اگه اسلام هم نیومده بود همون ملت تنبل، بی برنامه، فرصت طلب، دروغگو، چاپلوس و خلاصه بد اخلاق بودیم چون این خصوصیت اخلاقی ماست.
به نظر من هر چقدر هم با هوش، با استعداد،توانمند وقتی دینداری همراهش باشه نتیجه موفقیت صدها برابر بهتر از اون چیزی میشه که فکرش رو می کنیم. تو ایران وضعیت ما فرق میکنه. همین الان نگا می کنیم میبینیم همیشه ملت ما سرگرم یه چیزیه که انرژی براش بذاره، نمیدونم واقعا چرا باید تو دانشگاههای اینجا هیچ اثری از فعالیت سیاسی نباشه ابدا اونوقت رو دیوار کافه تریا کنار یک عالمه تبلیغ جلسات سخنرانی علمی و تحقیقی تبلیغ تجمع برای در خواست دموکراسی در ایران از سوی دانشجوهای ایرانی !!باشه.
منم نظرم همینه مخصوصا ما که اینجاییم باید خوب فکر کنیم و مطالعه ببینیم چرا آخه؟ ولی متاسفانه بیشتر جوونایی که میان اینجا انقدر سرگرمی دارن… که دیگه وقت اینطور فکرا رو ندارن.